کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

Those were the days my friend

مدت ها پیش یه دوست عزیزی اینو به من داد، یه شعر که شاید فقط یه شعر باشه.. ولی وقتی یه عزیزی چیزی رو بهت می ده، اون چیزی که باطن قضیه س کاملا ظاهرو تغییر می ده، اون چیزم برات عزیز می شه، عزیز می مونه.. هر چند که خیلی چیزا عوض شه..


سرودی برای آن که بازش یافتم..


بیم آن ندارم که روزی آسمان تو را از من بگیرد

بیم آن ندارم که روزی تو خود را از من بگیری
بیم آن ندارم که شب در وجود تو طوفان کند
خورشید، مهر تو را پنهان کند
درختی را که من در تو کاشته ام، بر اندازد
و برگ های طلایی دوستی را بر خاک اندازد
تو خود را از من مگیر!

تو در من زاده شدی و با تو، صبح زاده شد
تو در من پدید آمدی و با تو، امید پدید آمد
تو به من لبخند زدی و روزهای جهان به من لبخند زدند
تو برگ های بهاری را در من رویاندی؛
- تو نسیمی -
تو آفتاب مهربان را بر من تاباندی؛
- تو سپیده ای -
رنگین کمان لبخند تو از ازل تا ابد گشاده است
و آسمان زیر طاق چشمان تو جاری است
صبح از لبان تو سر می زند
و خورشید از نگاه تو
تو در میان من و تقدیر، دریچه ای:
دریچه ای به روشنی آفتاب و گشادگی آسمان
تو خود را از من مگیر..!

Harmonic

وقتی روی اون سیما با آرشه بازی می کنه، تک تک افکارت می شن یه نت و یه هارمونی دیوونه کننده می سازن که توی دیوونه رو به جنون بکشونه.. و جنون یعنی تعلق ِ خاطر نداشتن..

Dis-harmonic

موسیقی کائنات تجلی خداوند است.. به شرطی که پای انسان را وسط نکشی.

My Lord

بغض هایم را نگه می دارم برای روزی که در آغوشت آرام بگیرم..

Self Sacrifice

پروانه را از سوختن پروا نِه.. خاکستر هم می تواند پرواز کند..