کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

افسوس که..

- من و تو.. یعنی.. چیزه.. ما.. ما.. ما..

- عزیزم، چرا مثل گاو ما ما می کنی؟!

The day after tomorrow

هر وقت از داشته هایت احساس یکنواختی کردی بگو چند تایشان را از تو بگیرم. مثل اسب که پشیمان شدی، برایت دست تکان خواهم داد!

یار دوازدهم

این که رومئو و ژولیت چه می خواهند اهمیت چندانی ندارد. مهم، مخاطب است!

My immortal

وقتی تنها تو آرام ِ دردهایم بودی، درد نبودن تو را چگونه آرام بخشم..؟

مشغله های فکری شما، مرا فنا کرد هانی!

پسرها دوست دخترهای رنگارنگشان را به همدیگر نشان می دهند و از تعدد آن ها به خود می بالند. دخترها را به مهمانی می برند، با هم آشنا می کنند و با آن ها چای و قهوه و کاپوچینو می نوشند.

دخترها با ماشین های دوست پسرهاشان به هم فخر می فروشند و سر مدل ماشین و تک بودن رنگش با هم شرط می بندند و آن ها را مجبور می کنند که کورس بگذارند.

زمانه ی غریبی شده؛ پسرها عروسک بازی می کنند و دخترها، ماشین بازی.

مرخصی عمو! اسااسی!

- wow، استاد، شمایین؟ من باورم نمی شه، اصلااا نمی دونم چی باید بگم.. من همیشه شعرای شاهکارتونو دنبال می کنم.. مخصوصا شعر "فاضل water " شما هیروشیمای ادبیات رو بمبارون کرده.. اون خفقانی که تصویر کردید، اون کلمه ها، اون تشبیه ها.. وااای استاد، نمی دونین چقدر از دیدنتون خوشحالم.. خیلی دوست دارم بدونم شما که این ایده های ناب رو انقدر بی نظیر به زبون میارید، بیشتر وقتتون رو به چه کاری مشغولین؟

- تخلیه چاه!

یک توجیه عرفانی!!

تن ها بودن و تنها شدن.. و این، یعنی از کثرت، به وحدت رسیدن!

Enough is ENOUGH

زندگی! دیگه خیلی دورشو تند کردی.. چرخ و فلک بازیتو تموم کن، داری حالمو بهم می زنی!

منشور

گرداگردم آدمیان بودند و من غرقه در نور..

آدمیان یک به یک شکستند..

باریکه ی نوری شدم، محو در میان تاریکی..

این قافله ی عمر عجب!! می گذرد..

هر چی میل جناب بکشه؟ پس من ِ کوفتی چی؟

- آشغاله آقا! بریزش دور!!

!Blame u? Blame me

تو مشغول کارها و حرف های خودت هستی، گرم صحبت!

من دستم را بالا می برم، به نشانه ی..

اعتراض؟

اشتباه؟
اعتراف؟
اشتیاق؟
اهمیتی ندارد، چون تو توجهی به آن نمی کنی!

?To be continued

چرک نویس هایم تمام شده اند..

پاک نویس هایم اما.. خالی..

سوسپانسیون مغز آدم ها، بدجوری پیوره است!

می گویم "ملت! من دوستش داشتم و حالا دیگر دوستش ندارم!"

یکی اخم می کند، یکی با دست نشانم می دهد و پست سرم حرف می زند، یکی غرولندی می کند و از من دور می شود، یکی فحش را به من می کشد..

می گویم "هان! مردمان، در پس پرده ی دلم پرنده ای لانه کرده بود که به سان پروانه ای جنب و جوش در دلم می افکند و روز و شب حالم را دیگرگون می کرد. و این، ادامه داشت تا آن هنگام که قفس سینه ام تا مرز شکستن رفت. به ناچار دری گشودم و پرنده.. پرواز کرد.."

همه سوت و کف و دست می زنند و من به حال خویش افسوس می خورم!!


!Kiddin' me

وقتی از حرفام، کارام، حرکتام، نوشته هام، لحنم، هر برداشتی که دلت می خواد می کنی، خب من بیام چی بگم!

مگه مجبوری؟

اگر می شد مرده ها را هم با یک اس ام اس از سرمان باز کنیم، دیگر کسی به قبرستان نمی رفت..

Traces, many faces, lost in the maze of time

خیلی چیزا داشت یادم می رفت.. یادم رفته بود حتی! تا حدی که وقتی به عقب بر می گشتم، چیزی پیدا نمی کردم جز خلا! امیدوارم بتونم خودمو ببخشم!

One by One

یکی جیغ می زند، یکی داد می کشد، یکی فحش می دهد، یکی همه چیز را روی سرت خراب می کند، یکی متهمت می کند، و یکی یکی همه تمام می شوند.. مورمورت می شود و صدای آهنگ را بلندتر می کنی..

?So What

- هر کی واسه من جایگاه خودشو داره!

چجوریاس که اینو زیاد می شنوم ولی ۹۹ درصد مواقع احساس می کنم برای خالی نبودن عریضه ت، وقتی کس دیگه ای نیست یاد من میفتی؟

الاغ ِ خر ِ قاطر

خاک بر سر اون اسبی که مثل یه الاغ، یه عمر بی منت بار می کشه، بعد که می خواد یه مدت واسه خودش بچره، جای مرتع شلاق نثارش می کنن!

پر از خالی

دلم می خواد مغزمو بااالا بیارم!