کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

کمدی الهی

خداوند در عرش اعلاء نشسته است و دارد به همه ی ما می خندد...

Delusion

"او حرکت کرد.. رفت و رفت و رفت.. اما نمی دانست چه سرنوشت شومی در انتظارش است.."

قصه ی اصلی این جا شروع یا تمام نمی شود. این دور پیوسته ادامه خواهد داشت. شروع و پایانش مشخص نیست. در آخر ِ داستانی که روی کاغذ است اما، او همچنان می رود و می رود و.. نمی داند.

و این خواننده است که غافلگیر می شود. شاید بیش از حد معمول. و این غافلگیر شدن از دانستن این حقیقت است که هیچ پایان ناخوشایندی در کار نیست؛ این سرنوشت شوم که گریبان همه مان را گرفته، چیزی جز این نیست که تا آخر عمر زندگی خود و بقیه را به گند می کشیم، چون نمی دانیم چه سرنوشت شومی در انتظارمان است.

نظرات 6 + ارسال نظر
سیامک سالکی 14 اسفند 1387 ساعت 05:35 ب.ظ http://tighoabrisham.blogsky.com

روی پر نشستن و زیر روپوش خفتن، کسی را به نام آوری نمینواند رسانید.
و آن کس که بی افتخار زندگی کند، از خویش به همان اندازه اثر میگذارد که دود در هوا و کف بر آب.
( دوزخ / کمدی الهی )

خوشحالم که وبلاگی به نام این اثر زیبای دانته آلیگیری وجود دارد.
وبلاگ خوبی دارید، خوشحال میشم سری به وبلاگ من بزنین.
موفق باشید.

ممد 14 اسفند 1387 ساعت 10:18 ب.ظ http://www.iravirad.blogfa.com/

کم کم داری رو اعصابم میری D:

کلاغ پیر 14 اسفند 1387 ساعت 11:15 ب.ظ http://blog.ourgv.ir

واقعاً ها! اینجوری بهش نرسیده بودم! راست میگی ...

مهشید 14 اسفند 1387 ساعت 11:19 ب.ظ http://mahshidoo.blogfa.com

اینجاس که شاعر می گه : یکی باید بگه آخر... :ی

بی تا! 16 اسفند 1387 ساعت 09:54 ب.ظ

بذار بره..اون که داره میره...

ممد 19 اسفند 1387 ساعت 11:31 ق.ظ http://www.iravirad.blogfa.com/

نوشته هات رو گفتم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد