سرم سنگینه،
دستام.. سردن،
گوشام سوت می کشن،
تا می خوام حرفی بزنم نفسم به شماره میفته،
و تنها کاری که می تونم بکنم خوابیدنه..
خواب و خواب و خواب..
کااش همه چیز مثل قبل بود..
کاش این طوری نمی شد..
نمی دونم،
شاید دارم تقاص بی خیالی هامو پس می دم..
تقاص بچه بازیام!
این آخرا بابا همه ش بهم هشدار می داد..
و من،
به کار خودم ادامه دادم،
انگار هیچ چی نشنیدم..
و سرما خوردم!
سرماخوردگی خوب میشه. کسی که از درون آدم خبر نداره. شاید اگه بچه بازی در نمی آوردی به این خوبی که الآن هست نبود!! ( دارم بهت تلقین می کنم الآن حالت خوبه!! )
خوب شو. اینو یه سارای جوون می گه :دی.
:))
:))
:))
- تولدت مبارک p: -
:))
از برای هم رنگ جماعت شدن D:
عااالی!
از همهی نوشتههایی که از اینجا خوندم اینو بیشتر خوشم اومد.
تولدت با اندکی تاخیر مبارک جیگولی!!! (شکلک قلب و گل و بلبل و اینا!)
:-p
جا داشت که بگی:چشام بستسس....جهانم...
یا حتی ببببببگوووووووووووووو!بیهوده نیییییییییس بگوووووووو:)))))))